فهرست مناسبتها با جزئیات

    • ۶ تیر
    • 27 June
    • ١٢ محرم


درچنین روزی در  سال 1772 میلادی   لهستان میان سه کشور  روسیه ، اتریش و   پروس تقسیم شد . این کشور در بیست و سوم ژانویه  سال 1793 میلادی ،  آلمان و روسیه  کشور «لهستان» را  برای دومین بارتقسیم کردند

درچنین روزی در  سال 1890میلادی  ،  ونسان ون گوگ نقاش بر جسته هلندی دار فانی را وداع گفت .  ون کوگ  نقاش عاشقی بود که پس از شکست در عشق دیوانگی خاصی در او رخ نمود . سمبولیسم که بیان نامه آن  در در سال 1886 میلادی  در پاریس صادر شد کلمه ای بود که برای نخستین بار  منتقدان آن را  برای نقاشی های وان گوگ  وگوگن به کار بردند.  سمبولیست ها واقعیت محض را مبتذ ل و ناچیز می شمردند و مدعی بود ند که باید واقعیت را به شکل نماد جهت شناخت درونی هنرمند از آن واقعیت ارائه کرد. واقعه بریدن گوش او در کتاب شور زندگی وی به تفصیل ذکر شده است .


همه ساله چنین روزی به عنوان روزجهانی مبارزه با مواد مخدر در کشور های مختلف جهان گرامی  داشته می شود . بلای خانمان سوز مواد مخدر کشور های مختلف را دچار این معضل ساخته است . سالانه مبالغ هنگفتی در جهت حذف این مواد از جامعه بشری  هزینه می گردد که این مبالغ  می تواند در جهت عمران و آبادانی کشورها هزینه گردد و لی به دلیل تولید بالای این گونه مواد دولت ها مجبور به مبارزه با سوداگران مرگ و تولید کنندگان مواد مخدرند .   قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور می گوید :  بر اساس آمارهای موجود  2 میلیون معتاد در سطح کشور وجود دارد که یک میلیون و200 هزار نفر انها معتاد قطعی و800 هزار نفر آنان نیز بصورت تفننی مواد مصرف می کنند.

حضرت على بن الحسین ع   ، سه سال پیش از شهادت امام على ع  در  روز پنجم شعبان سال 38 هجرى یا 15 جمادى الاولى همان سال، در مدینه دیده به جهان گشود . مادر مکرمه آن حضرت  ، شهربانو  و پدر بزرگوارشان  حضرت امام  حسین ع است . سجاد و زین العابدین از القاب مشهور آن امام همام  می باشد و این القاب به دلیل کثرت عبادت به آن حضرت اطلاق شده است .  آن امام همام  در طول عمر پر بر کتشان و در حوزه سیاسی  براى پیش راندن مسلمانان به سوى نفرت از بنی امیه و افزودن حس مبارزه جویى با آنان، تلاش هاى موثرى  را به انجام  رساندند و در  فرصتهای مختلف ، مردم را بر ضد امویان تحریک می کردند. آن امام همام  براى آگاهى مردم، شیوه دعا را به کار گرفتند ، به گونه ای که به گفته بسیاری از عالمان علوم اسلامی دعاهاى آن حضرت، بازگو کننده رویدادهاى عصر آن حضرت اند .صحیفه سجادیه که به زبور آل محمد مشهور است، اثر بی نظیرى است که در جهان اسلام،  پیوسته مورد توجه بزرگان و علما و مصنفان قرار گرفته است .از دیگر آثار ارزنده به جا مانده از امام سجاد(ع )، مجموعه اى تربیتى و اخلاقى است به نام رساله الحقوق  است که امام(ع ) در آن وظایف گوناگون انسان را در برابر خدا ، خود و دیگران، با بیانى شیوا و گویا بیان کرده است. فعالیت های امام ع در حوزه اجتماعی نیز سر آمد همگان است . آن حضرت  در طول عمر پر بر کتشان  خدمات بسیاری  به بخش محروم جامعه آن دیار اعطا کردند که  رسیدگى به درماندگان، یتیمان، تهیدستان و بردگان  بخشی از آنها ست .برخی از روایات بر این  نکته تاکید دارند که آن حضرت، هزینه زندگى صد خانواده تهیدست را عهده دار بود. بخش عمده ای اززندگی امام سجاد ع  در واقعه کربلا و وقایع پس از آن می گذرد . آن حضرت به دلیل برخی کسالت های جسمانی اجازه حضور در میدان نبرد را نیافتند و وظیفه خود را در پیام رسانی واقعه کربلا و همچنین افشای طریق حکام  جائر  وشرح دقیق واقعه کربلا برای عامه مردم به انجام رسانیدند  . آن امام همام سرانجام و در روز 12 و یا 25 محرم سال 95 هجرى، درمدینه، به دسیسه هشام بن عبدالملک، مسموم گردید و در 56 سالگى به شهادت رسید. مدفن آن حضرت در قبرستان بقیع در مدینه منوره واقع شده است.

در چنین روزی در سال 61 ه ق کاروان اسیران کربلا وارد  کوفه شد . مردم کوفه در خیابانهای این شهر  جمع شده بودند. برخی از مردم کوفه خرما و نان و گردو برای اسیران آورده بودند. در این میان زینب (س) گفت: صدقه برخانواده  پیامبر، حرام است و نان و خرما و گردوی مردم کوفه را به کناری انداخت. همان روز، یا روز بعد، مردم قبیله بنی اسد که در نزدیکی کربلا در «غاضریه» زندگی می کردند پیکرهای فرزندان و دوستان و یاران پیامبر (ص) و علی (ع) را که رها مانده بودند، جمع کردند و بر آنان نماز خواندند، و امام حسین (ع) را در نقطه ای که امروز مرقد اوست، ‌دفن کردند.
حضرت زینب س  در میان کوفیان چنین فرمودند :
«مردم کوفه! مردم مکار و فریبکار! مردم خوار و بی مقدار! بگریید که همیشه دیده هاتان گریان و سینه هاتان بریان باد! زنی رشته باف را مانید که آنچه را استوار بافته است، از هم جدا سازد. پیمانهای شما دروغ است و چراغ ایمانتان بی فروغ. مردمی هستید لاف زن و بلند پرواز! خودنما و حیلت ساز! دوست کش و دشمن نواز! چون سبزه  پارگین، درون بو گنده، برون سبز و رنگین، نابکار چون سنگ گور نقره آگین، چه زشت کاری کردید! خشم خدا را خریدید و در آتش دوزخ جاوید خزیدید، می گریید؟!

بگریید! که سزاور گریستنید، نه در خور شادمان زیستن. داغ ننگی بر خود نهادید که روزگاران برآید و آن ننگ نزداید. این ننگ را چگونه می شویید؟ و پاسخ کشتن فرزند پیغمبر را چه می گویید؟ سید جوانان بهشت و چراغ راه شما مردم زشت،‌ که در سختی یارتان بود و در بلاها غمخوار. نیست و نابود شوید ای مردم داغدار.

هر آینه باد در دست دارید و در معامله ای که کردید زیانکار ! و به خشم خدا گرفتار و خواری و مذلت بر شما باد. کاری سخت زشت کردید، که بیم می رود آسمانها شکافته شود و زمین کافته و کوهها از هم گداخته.

می دانید چگونه جگر رسول خدا را خستید؟‌و حرمت او را شکستید و چه خونی ریختید؟‌و چه خاکی بر سر بیخیتید؟ زشت و نابخردانه کاری کردید؛ که زمین و آسمان از شر آن لبریز است و شگفت مدارید که چشم فلک خونریز است. همانا عذاب آخرت سخت تر است و زیانکاران را نه یار و نه یاور است.

این مهلت، شما را فریفته نگرداند! که خدا گناهکاران را زودازود به کیفر نمی رساند و سرانجام خون مظلوم را می ستاند. اما مراقب ما و شماست و گناهکار را به دوزخ می کشاند.» صدای مردم کوفه به گریه و ندبه بلند شده بود...
نوشته اند در کوفه در قصر ابن زیاد بار عام داده بودند، تا همه مردم حاضر شوند و در جشن پیروزی ابن زیاد شرکت کنند. اسیران وارد مجلس ابن زیاد شدند. زینب (س) کهن ترین جامه ها خود را پوشیده بود. آرام و ناشناس در کناری نشسته بود. فضه و سلمی و...  دور او را گرفته بودند. عبیدالله که به احتمال بسیار زینب (س) را شناخته بود برای تحقیر پرسید: این زن کیست؟ زینب (س) به او پاسخی نداد. سه بار پرسید: زینب (س) همچنان خاموش بود. یکی از زنان گفت: «این زینب (س) است، دختر فاطمه (س) .

 ـ عبیدالله بن زیاد همه خشم خود را در جمله ای خلاصه کرد و گفت: سپاس خداوندی را که شما را رسوا کرد و کشت و قصه و فتنه شما را دروغ گردانید.

ـ زینب (س) گفت:

سپاس خداوندی را سزاست که ما را به وجود محمد (ص) گرامی داشت و ما را پاک و پیراسته گردانید. نه چنان است که تو می گویی. بلکه تبهکار، رسوا و بدکار تکذیب می شود.

 ـ ابن زیاد گفت: کار خدا را با خاندانت چگونه دیدی؟

ـ زینب (س) گفت: «ما رایت الا جمیلا»، جز زیبایی ندیده ام. شهادت برای آنان مقدر شده بود. به سوی کشتن گاه خویش رفتند. بزودی خداوند آنان و تو را فراهم می آورد تا در پیشگاه خداوند حجت آورید و داوری خواهید. نگاه در آن روز، پیروزی و رستگاری از آن کیست؟

مادرت به عزایت بنشیند پسر مرجانه!

ـ ابن زیاد خشمگین و برافروخته، در حالی که هیچگونه تسلطی بر خویش نداشت، به طرف زینب (س) یورش برد. «عمروبن حریث» او را آرام کرد و گفت: امیر! او زن است. سخن زن که اعتباری ندارد.!

 ـ زینب (س) این بار عباراتی را به زبان آورد، در اوج عاطفه، تصویر جاودان عاشورا، ...... گفت:

به خدا سوگند سالار مرا کشتی، شاخه های درخت زندگی ام را بریدی، ریشه ام را برکندی، اگر اینها دلت را خنک می کند، خوشدل باش!

ـ در نبرد سخن، عبیدالله بن زیاد بر خاک افتاده بود. آخرین کلامش با زینب (س) همین بود که این زن سجع می گوید....

ـ سخنان زینب (س)، گفتگوی ابن زیاد با حسین بن علی (ع)، و عاطفه جوشان رباب (س) (همسر امام حسین (ع)) ابن زیاد را از برگزاری چنان مجلسی پشیمان کرده بود.

سید عطاء الله مهاجرانی ،  پیام آور عاشورا  ،  انتشارات اطلاعات 1371